خرید بک لینک
درس تمبك را كه گرفتم مست بودم. توي فرم ثبت نام نوشته بودم هيچ آشنايي با موسيقي ندارم. فقط تاپ و توپي ياد داد و گفت برو روزي يكساعت تمرين كن. ولو روي فرمان. روي فرمانش را خودم بلد بودم. بشكن دست چپ ضعيف است. كلا سمت چپ بدنم ضعيف است. تمبك را كه بهم داد، انگار صندوق طلايي خريده باشم از بس اين تمبك شيرين را دوست دارم. دور تمبك ام نواري از علي - علي نوشته شده. از پوست شتر .سخت بود. ناخن هايم بلند بود. صدا از تمبك در نمي آمد. عرق كردم.پشتم قوز مي كرد. يا د آن ضرب نواز رستوران عالي قاپو افتادم كه انگشتانش را نمي شد ديد.... خدايا.... ولي خيال كنم دوستش دارم و خيال كنم فعلا ادامه دهم. حداقل بخاطر پولي كه داده ام .

كلاس كه تمام شد، كيف تمبك را انداختم روي كولم و تلو تلو خوران از آموزشگاه موسيقي بيرون زدم.انقدر سرخوش بودم كه دفتر مشق ام را جا گذاشتم. دوباره برگشتم.

از پله ها كه پايين مي آمدم از آن محيط خشك توام با شادي ساز و آوا و نوا يك تصنيف توي سرم مي كوبيد:

حافظ خلوت نشين ...دوش به ميخانه شو

همان كه حسام الدين سراج خوانده و الان دانلودش كردم

از روي عكس استادان آموزشگاه، قضاوت كردم استادم يك پسر گوگوري مگوري است اما استادي جدي، توانمند و اندكي گوگوري مگوري بود. نحوه تدريس تنبيهي است تا تشويقي ...اي داد بيداد.....

برچسب: حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد,تفسیر,زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد hafezdivan,زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد یک دوست,زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد,زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد فال,زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد سراج,آهنگ زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد,تفسير زاهد خلوت نشين دوش به ميخانه شد,تعبیر غزل زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد,تفسیر غزل زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد, نویسنده: یلدا باقری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 7:02

صفحه بندی